رهایی دهشتناک از دور شبهای آرزو ها و امید هایت.در آآن بیداری اشیاچهره حقیقی سورئالیستی خود را باز می یابند،تا دریابی که روز دیگر از آن ما نیست.
روز از ما گرفته شده است:صندلی ها ،استاد ها ،دختران جزوه نویس احمق و پسران کودن کلبی مسلک،حتی دوستانت که ماه ها برای فوق می خوانند.همه چیز که به رغم همه چیز هنوز ادامه دارد.
و تو مجبوری بیدار شوی.
2 comments:
ki az khab jorat karde bidaret kone!! ghshan bood jedy pedasag az khodet khabary bede
I thought you wrote it yourself, sounded like your words. Will come up with some results for that EIA/ sth...this week.
Post a Comment