Friday, May 16, 2008

من از حرف زدن در مورد حجاب خسته نمی شوم.

...
معصومه ابتکار در "ابتکار سبز" حکايتي از خواجه نصيرالدين طوسي به نقل از کتاب اسرار اللطيفه و ‏الکسيله نقل کرده است:‏

‏"خواجه نصير الدين" دانشمند يگانه روزگار در بغداد مرا درسي آموخت که همه درس بزرگان در همه ‏زندگانيم برابر آن حقير مي نمايد و آن اين است که در بغداد هر روز بسيار خبرها مي رسيد از دزدي ‏وقتل و هتک حرمت زنان در بلاد مسلمانان بود. روزي خواجه نصيرالدين مرا گفت:‌ مي داني از بهر ‏چيست که جماعت مسلمان تا اين حد گنه مي کنند با آنکه دين خود را بسيار اخلاقي و بزرگمنش مي ‏دانند؟

بدو گفتم: بزرگوارا همانا من شاگرد توام و بسيار شادمان خواهم شد اگر ندانسته اي را بدانم. ‏

خواجه نصيرالدين فرمود: در اين اخلاق هر گاه به تو فرماني مي دهند، آن فرمان؛ اما و اگر دارد. تو را ‏مي گويند دروغ نگو... اما دروغ به دشمنان اسلام را باکي نيست. غيبت مکن... اما غيبت انسان بدکار را ‏باکي نيست. قتل مکن... اما قتل نامسلمان را باکي نيست. تعرض مکن... اما تعرض به نامسلمان را باکي ‏نيست. اين اماها مسلمانان را نابکار و نامسلمان مي داند و اجازه هر پستي را به خود مي دهد و خدا را ‏نيز ازخود راضي و شادمان مي بيند. راز نابخردي مسلمانان در همين است اي شيخ!
سها سیفی،روز آنلاین پنجشنبه 26 اسفند

...
امروز ایملی بهم رسید:با درودهای انقلابی

No comments: